تاریخچه
تاريخچه زعفران
قديميترين اسنادي كه از مصارف زعفران برجا مانده و به دست رسيده از دوره شاهان پارس (هخامنشيان) بوده است. هخامنشيان فهرست بلند بالايي از انواع موارد مصرفي در آشپزي دربار را بر روي ستون مفرغي حك كرده بودند. پولن نويسنده يوناني در قرن دوم ميلادي مواد مندرج در اين ستونها و مقادير آنها را ثبت كرده كه از جمله مقدار زعفران مصرفي دربار را روزانه يك كيلوگرم ذكر كردهاند (ابريشمي، م.ح، 1376)كشت زعفران در ايران متداول بوده است. شهرت زعفران قم در زمانهاي قبل از اسلام حكايت از پيشينه كشت اين گياه در ايران قديم دارد
(ابريشمي 1366) ايرانيان ضمن صدور زعفران به بسياري از نقاط جهان باستان، خواص آن را به يوناني ها، رومي ها، چيني ها و اقوام سامي از جمله عربها معرفي كردند و شيوه زراعت آن را در سده هاي اول تا چهارم هجري به امم اسلامي پيرامون مديترانه آموختند. به اين ترتيب كه نخستين زعفران زارها به وسيله ايرانيان تبعيد شده توسط معاويه در نواحي شام داير شدند، سپس كاشت زعفران به شمال افريقا و اندلس (اسپانياي اسلامي) انتقال يافت .مستندات تاريخي بيانگر اين واقعيت است كه ايرانيان از روزگاران كهن به زر و زعفران علاقه و توجهي بليغ داشته اند به طوري كه در جشن ها و سرور ها و مجالس بزم و نشاط مانند عروسي ها و اعياد، يا استقبال از بزرگان و زايران زر و زعفران نثار قدمها مي كردند. در برپايي با شكوهتر اين گونه آيين ها، ضمن آذين بندي و آينه بندان، سكه هاي زرين و سيمين را به همراه زعفران و گل و نقل بر سر عروس و داماد يا شخصيتهاي مورد نظر، و گاهي همه حاضران در اين گونه مراسم مي ريختند.
در برخي ازمراسم زعفران را به تنهايي، يا همراه با مشك وعنبر و عود دود مي كردند و گلاب مي پاشيدند. درعصرهخامنشيان زعفران براي تزيين گرده هاي نان ومعطر كردن خوراكها به كار مي رفته است. فرديناند يوستي ضمن شرح زندگاني داريوش نوشته است ((شاه ايران تن خود را روغني معطر مي ماليد كه عبارت بود از مخلوط روغن آفتاب گردان كه در پيه شير پخته و با زعفران و شراب خرما تهيه ميشد)). در دوره پارتها زعفران ايران به يونان و روم مي رفت، بعدا چين هم از مشتريان زعفران ايران شد. در عصر ساسانيان كاشت زعفران در قم نيز رايج گرديد و مرغوبيت محصول آنها شهرت يافت. در همان روزگار زعفران در پرداخت كاغذهاي گران قيمت كاربرد پيدا كرد، اما پيشتر از آن محلول زعفران به عنوان مركب تحريراستفاده مي شد،وتا قرنها بعد در تركيب مركبهاي تحرير مرغوب به كار مي رفته است. از انواع مركب زعفراني كم رنگ و پر رنگ (از زرد كمرنگ تا قرمز خونين) براي نوشتن عنوان فرمانها و نامه هاي سلاطين و خليفگان و امراء و همچنين در تحرير سرفصلهاي كتب و رسالات و نيز در تذهيب و تشعير ، و در تصوير ها و نقوش حواشي و متن استفاده مي شده است. افزون بر اينها در تحرير دعاهاي مقدس و همچنين طلسم هاي خاص بر روي كاغد و پارچه و گاهي كفن، مركب زعفران به كار مي رفته است .
در منابع پهلوي زعفران با نام پارسي (كركم) ثبت شده است. در منابع لغت فارسي و عربي دهها كلمه به معني زعفران ثبت شده است. اما اين كلمات به ندرت در مآخذ و متون كهن فارسي به كار رفته است. مثلا كلمه كركم در نوشته ها و سروده هاي فارسي در موارد بسيار اندك ذكر شده است، اما كلمه زعفران با همه خصلتها و خصوصيات و خواص نباتيش مورد توجه بسياري از ادبا و نويسندگان و شاعران قرار گرفته است، به طوري كه با جرأت مي توان گفت كلمه زعفران و تعبيرات و تشبيهات مربوط به آن به اندازه اي كه در منابع و متون و دواوين فارسي آمده در آثار مكتوب هيچ يك از السنه جهاني به كار نرفته است. كشت زعفران در گذشته اي بسيار دور در غالب مناطق مركزي ايران متداول بوده است. شهرت زعفران قم در زمان قبل از اسلام حكايت از پيشينه كشت اين گياه در ايران قديم دارد. در قرن دهم ميلادي كشت زعفران توسط اعراب (كه خود اعراب نيز آن را از ايرانيان آموخته بودند) در اسپانيا متداول گرديد و متعاقب آن در قرن هجدهم در ناحيه اي در انگلستان رواج داشته و امروزه اين محل به نام Saffron Walden معروف است .
به طوري كه از نوشته هاي ادبي و پزشكي هندوستان برمي آيد ، زعفران از دير باز براي مردم آن سرزمين شناخته شده بوده است.همچنين زعفران نزد مردم مصر، يونان، كليميان، هندوها و مسلمانان از توجه خاصي برخوردار بوده است. هم اكنون ايران با سطح زير كشتي در حدود 41325 هكتار و توليد ساليانه 150 تا 170 تن زعفران، با بيش از 80% توليد جهاني، بزرگترين توليد كننده زعفران از نظر كميت و كيفيت در سطح جهان مي باشد.
سابقه در لرستان
نخستين كتابي كه از بروجرد نام برده مالكالممالك اصطخري است كه در آن آمده است بروجرد يا وروگرد شهري است پر نعمت، ميوههايش به جاهاي ديگر صادر ميشود ، طولش نيم فرسخ و زعفران خيز است. در كتاب صوره لارض نيز آمده است كه در اين شهر زعفران بسيار به دست ميآيد (غلامرضا مولانا بروجردي-روزنامه بهار بروجرد شماره 6-مرداد 84).